رنگین کمان ایـــده(نقص های شعور بشری)

وبلاگی درباره شعور و قدرت تفکر خلاقیت و ایده پردازی

خودت دوباره کشفشان کن

 

اگر چه به نظر می رسه بسیاری از درس ها و حقایق و معانی از زمانهای بسیار دور کشف شده اند و در تاریخ بشری همیشه و همه جا از اونها سخن گفته شده و چنان با زندگی روزمره انسان پیوند خورده اند که همه می پندارند اونها رو درک کرده و به اونها آگاهند، اما حقیقت اینه که اونچه همه می دونند تنها جسم بی روح این حقایق است و برای درک کردن و بهره مند شدن و رسیدن به معنای اونها هر فرد باید شخصاً دوباره اونها رو در وجود خودش کشف کنه.درس ها و حقایقی مثل تفکر،‌ درستی، خلاقیت، تلاش، گذشت و... که اگر چه در تمام زندگی از اونها شنیده ایم و خوانده ایم و گفته ایم و در ظاهر فهمیده ایم اما تا زمانی که خودمون دوباره شخصاً اونها رو کشف و درک نکنیم هرگز به درستی به حقیقت و ارزششون آگاه نشده و از اونها بهره مند نخواهیم شد.بنابراین تفکر، شعور ، خلاقیت و... چیزی نیستند که به واسطه اینکه پدیده های کشف و شناخته شده و اثبات شده ای در جهان هستند پس همه از اونها بهره مندند، و تنها معدود کسانی که اونها رو ورای عادات و تقلید ها و آموزش های بی روح، دوباره کشف کرده باشند به نیروی اونها دست یافته اند.

شاید اکتشافاتی که جنبه فیزیکی داشته باشن بعد از کشف شدن همه بتونند به راحتی از اونها بهره مند بشن اما اکتشافاتی که جنبه معنایی و فکری داشته باشن، انسانهای دیگه برای بهره مندی از اونها، باید اونها رو دوباره در وجود خودشون درک و کشف کنند.هرچند که حتی ما اگه چیزی مثل چرخ رو هم خودمون دوباره کشف کنیم، درک و شناخت و بهره بسیار بالاتری از اون خواهیم برد.بسیاری مواقع ما خودمون رو دانا و عاقل و متفکر می دونیم چون می پنداریم این حقایق قرنهاست که کشف شده اند و به بدیهیاتی تخلف ناپذیر تبدیل شده اند، در حالی که انسان امروزی هم با وجود بسیاری از پیشرفتهاش نیاز داره تا بسیاری از ابتدایی ترین حقایق و درس ها رو شخصاً دوباره کشف کنه، چون زندگی ما با لغات و واژه ها گره خورده، نه با روح و حقیقت و معانی.

 

نویسنده : صادق : ۱:۱۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/٦/٢٢
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

استعدادهای بشری

 

حقیقتاً بزرگ ترین فاجعه در هستی بشری بارور نشدن و هدر رفتن استعدادها و توانایی های بالقوه و خلق نشدن زیبایی ها و خوشبختی هایی است که بالقوه امکان خلق شدن دارند.زیرا بشر یعنی استعداد یا به عبارت کلی تر هر شعور و وجودی یعنی استعداد و شعور بشری هم مانند هر نوع شعور دیگر با شکوفایی و بالفعل شدن استعداد هایش معنا پیدا می کند.

انسان ها ظرفیت ها و توانایی های فکری و ذهنی فراوانی دارند که هیچ گاه به درستی از آنها آگاه نشده و از آن استفاده نمی کنند.استعداد و توانایی هایی که تمام پیشرفت ها و آثار و خلاقیت ها و دستاورد های بشری، حاصل بخش بسیار بسیار کوچکی از آن است و بخش بزرگتری از آن، یعنی دنیایی از توانایی ها و خلاقیت ها، همیشه شکوفا نشده باقی می ماند و به زیر خاک می رود.

برای رسیدن به درک و تصور بهتری از این حقیقت، کافی است برای مثال یک کشور بزرگ و پر جمعیت(یعنی حجم بسیار بزرگی از پتانسیل و استعداد)اما فقیر و عقب مانده را با کشوری با همان وسعت و جمعیت اما پیشرفته در همه زمینه ها مقایسه کنید.مثلاً یکی از کشور های بزرگ و پر جمعیت اما عقب مانده آسیا یا آفریقا را با کشوری مانند آمریکا، تا متوجه شوید جای چه چیز هایی در این دنیا خالی است و چه حجمی از توانایی ها و استعداد و اندیشه و خلاقیت های بارور و شکوفا نشده در دنیا وجود دارد.حال می توانید همه هالیوود های وجود نداشته، فیلم ها، کتاب ها ، دانشمندان، نویسندگان، هنرمندان، ورزشکاران، مایکروسافت ها، گوگل ها، آل پاچینو ها، بیل گیتس ها، وال استریت ها، والت دیسنی ها، ویندوزها، شرک ها، ایده ها و... به وجود نیامده را که می توانستند وجود داشته باشند، و نیز همه حماقت ها و احمق ها، و بی شعوری ها و شعور های بیماری که به جای آنها به وجود آمده اند را تصور کنید... بیشتر

 

نویسنده : صادق : ٢:٠٩ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/٦/٢٠
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

درد

 

« من اگه یه روز غمــــــــــو تو چشمات ببینم               چه جوری تو همه عمرم میشه آروم بشینم »

 

حقیقتاً درد خیلی بده و هیچ چیز در زندگی بالاتر از کم کردن از دردها نیست.بزرگترین، ارزشمندترین و زیبا و دوست داشتنی ترین آدمهای دنیا هم نه عابدها و عارف ها و سالک ها هستند، نه درویش ها و زاهدها، نه دانشمندان و عالمان و استادها، نه هنرمندها و شاعرا و فیلسوف ها، نه پیشوایان مذهبی و نه هیچ کس دیگه.بلکه فقط کسانی هستند که بیش از همه بر درد و رنج های هستی و ذره های مختلف هستی آگاه باشند و از درد و رنج های دنیا کم کنند و بر شادی ها و خوشبختی ها بیفزایند.

اگه تو دنیا کسی از درد همه دردها و دردمند های دنیا بترکه فکر می کنین مریضه، به نظر من که چنین موجودی تنها موجود سالم و بزرگ و هشیار این دنیاست.من نمی دونم اصلاً چطور میشه در زندگی این دنیا آرامش و رضایت حقیقی و عمیق و پایدار رو تجربه کرد در حالی که می دونی ذره های دیگری از هستی در درد و رنج و سختی هستند.یا فراتر از این دنیا هم چطور میشه بهشت و دنیاهای بالاتر رو تجربه کرد وقتی هنوز زمینی وجود داشته باشه که توش موجودات مظلوم و بی گناهی پر از درد و رنج و غصه باشن.یا حتی بی نهایت شدن و به حقیقت و خدا رسیدن فردی و شخصی چه ارزش و معنایی می تونه داشته باشه وقتی هنوزم ذره های زیادی از هستی در جهل و مصیبت و محدودیت باشند.من حتی اصلاً نمی تونم بفهمم چرخه فلک با اینهمه درد و زشتی و نقص و ظلم و بی عدالتی و تضاد چطوری داره می گرده.وقتی ذره هایی از هستی همه خوشبختی ها و آرامش ها و شادی ها و رویاهاشون رو از دست میدن چطور دنیا باز هم بی اعتنا، مثل همیشه آروم و پایدار و با ثبات به کارش ادامه میده، چطور ویران نمیشه و...

 

نویسنده : صادق : ٢:٠٧ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/٦/٢٠
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

اگر فوتبال خلق نمی شد چی می شد؟

 

هیچ فکر کردی اگر افراد متفکر و خلاق و آثار و خلاقیت ها و زیبایی هایی که خلق کرده اند نبود چی می شد(بگذریم از خدا که خالق اصلی است و خلاقیت هاش از نوع خلاقیت های بشری نیست).بعنوان مثال اگر مولانایی در هستی نبود چی می شد، یا اگر ورزش ها و فوتبال خلق نمی شدند دنیا با الآن چه فرقی می کرد، یا حتی اگر یونیسف، اینترنت، امیرکبیر، شازده کوچولو، کیتارو، مارادونا، برره، مونالیزا، تام و جری، المپیک، تخت جمشید، مایکروسافت، تایتانیک و... ای هیچ وقت در دنیا خلق نمی شد و به وجود نمی اومد چه اتفاقی می افتاد و زندگی و دنیا برای ما چه شکلی بود و چه فرقی با الانش می کرد، دقیقا قابل تصور نیست اما به هرحال دنیا مسلماً بخشی از دانایی ها و زیبایی ها و شادی ها و لذت ها و خوشبختی ها و جذابیت ها و شعورها و آبادی های امروزش رو نداشت، همچنان که امروز هم بی نهایت زیبایی و لذت و خوشبختی خلق نشده وجود داره که می تونند وجود داشته باشند.

نویسنده : صادق : ٢:٢٥ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/٦/۱٦
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

قدرت تفکر، خلاقیت، و ایده پردازی

داشتم فکر می کردم چقدر حیفه اینهمه قدرت فکری که ما داریم اما هیچ وقت استفاده درستی ازش نمی کنیم.اینهمه استعداد و توانایی برای خلق زیبایی که برای همیشه ناشکفته دفن می شه یا حتی اینهمه فکری که در ذهن همه ما ایجاد می شه اما به خاطر ناآگاهی ما شکوفا نمی شه، اینهمه جرقه و ایده که در ذهن همه به وجود می یاد اما چون افراد حتی نمی دونند که این چیزی که تو ذهنشون هست می تونه یه جایی تبدیل به یه ایده خیلی عالی و برنده بشه و باعث خلق ثروت و خوشبختی برای خودشون و انسانهای دیگه بشه هیچ وقت از ذهن اون افراد بیرون نمی یاد و عملی نمی شه.

خود من بعد از اینهمه مدت تحقیق و تفکر درباره این مسائل خیلی مواقع متوجه شدم که فکری که یه زمان داشتم چقدر همون موقع قدرش رو ندونستم و متوجه نبودم که کجاها می شه ازش استفاده کرد و چطور و کجا می شه ازش یه ایده خوب ساخت.اگر ارزش فکر و ایده هامون رو درک کنیم مطمئناً‌ هم قدرت تفکر و ایده پردازی بیشتری پیدا می کنیم و هم بهره خیلی بیشتری از اونها می بریم... بیشتر

 

نویسنده : صادق : ٢:٢٧ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/٦/۱۳
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

جهل بشری به اسم مقدسات الهی

بخش بسیار بزرگی از باور ها و اعتقادات ما درباره ی حقیقت و خدا و مقدسات و فرامین و راه خدا و درستی ها در حقیقت جهل بشری است که به اسم مقدسات الهی توسط محیط مون بدون اینکه قدرت تشخیصی داشته باشیم به باور ما رسیده.و ما بیش از هر چیز به فهم تفکر و خلاقیت و نجات پیدا کردن از اسارت این خود عاقل و به حقیقت رسیده پنداری حاد، و رسیدن به درک بالاتری از حقیقت و خدا و زیبایی و راه درست زندگی کردن نیاز داریم.چون شریف و محترم و زیبا زندگی کردن به مقدس معابی و ادعای خداشناسی و خدا پرستی و مقید بودن بر عادات و آداب و تقلید هایی که هیچ وقت ما رو  آگاه نکنند نیست، بلکه به آگاهی، شعور و آموختن مهارت های زندگیست.

راز بدبختی و عقب ماندگی خیلی از جوامع و ملت های گذشته و امروزی دنیا در اینه که در نود و نه درصد باورها و اعتقاداتشون عادات و کوچکی ها و جهل بشری را به جای حقایق هستی و درستی ها و مقدسات و ارزش ها و فرامین الهی اشتباه گرفته اند (مسخ محیط شده اند) و چنان در این وضعیت، در توهم زندگی همراه با معنویت و زیبایی و  تعالی و ارزش ها هستند که امیدی به اصلاحشون نیست.

نویسنده : صادق : ۱٢:٥٩ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/٦/۱٢
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

روح، قدرت همانند سازی، و مسخ محیط

یکی از حقایقی که متأسفانه وجود داره اینه که تمام شالوده نظام فکری و احساسی و اعتقادی انسانها در زمانی شکل می گیره که قدرت اندیشه و تشخیص ندارند، یعنی در واقع در دوران کودکی که انسان هنوز قدرت اندیشه و تشخیص قوی نداره و چیزی از حقیقت و تفاوت جهل و دانایی، و راستی و دروغ و راهنمایی یا فریب نمی فهمه محیط زندگی او یعنی خانواده و اجتماع، هرطور که بخوان او رو مسخ می کنن و دنیای باورهای او رو می سازن، و حالا اگر این اعتقادات و آموزه ها جهل و خطا و نادرستی باشه باعث بیماری دائمی فکر و شعور، و دنیا و زندگی فرد می شه، و بنای این مسخ و آموزه ها چنان در کودکی سفت و محکم می شه که دیگه در بزرگسالی هیچ جوری ویران نمی شه و اون انسان در آینده به اسم عشق و ایمان به حقیقت و پرستش زیبایی و درستی، به موجودی کور و کر و ناتوان در دیدن و شنیدن و فهمیدن اصل حقیقت و درستی تبدیل می شه و فقط  معدود افرادی که فکر و شعور و دل و جرأت ساختار شکنی و متفاوت و آزاد اندیشی خیلی زیادی داشته باشند شاید بتونن اندکی بر این خطاها آگاه و ازش جدا بشن... بیشتر

نویسنده : صادق : ۱:٥٥ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/٦/۱۱
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

مدیون و متشکرم از...

متشکرم، بسیار بسیار مدیونم و متشکرم از همه آدمهایی، در هر کجای دنیا و متعلق به هر زمان و مکانی از تاریخ، که از حاصل قدرت و توانایی شعور و خلاقیت پاک و سالم و محترمشون زیبایی و لذت های بودنم رو تجربه کردم، راه ها رو پیدا کردم، به مطلوب ها رسیدم و شکوه هستی رو دیدم.از بزرگان تاریخ کشورم و آثار و خلاقیت های جاودانشون، از بزرگان حقیقی جهان و دانایی ها و راه حل ها و دوستی ها و تکامل هایی که خلق کردند، از ژاپنی ها به خاطر اوشین و موسیقی زیباش، به خاطر ای کی یو سان و میتی کومون و خیلی کارتونهای دیگه، به خاطر شعور و خصلت های محترم و قابل ستایششون و...، از هندی ها و موسیقی و فیلم و شو های فوق العادشون که بوسیله اونها دنیا های شاد و زیبا و صمیمی و عاشقانه رو دیدم و حس کردم، از آمریکایی ها به خاطر خیلی از ایده ها و محصولات و آثار و اندیشه ها و پدیده های زیبای امروز دنیا، از تمام ملت های مختلف دنیا به خاطر سهمی که از شعور ها و زیبایی های خلق شده دنیامون دارند، از همه موسیقی دانها و آهنگ سازانی که با آهنگ هاشون دنیا های بالاتر رو حس کردم و گوشه ای از بهشت و سرشار شدن رو تجربه کردم، از خیلی از شاعر ها، فیلم سازها، نویسنده ها، متفکران، محقق ها، کاشف ها، مخترع ها، پزشک ها و... ای که زیبایی و آرامش خلق کردند نه زشتی و جهل.

از آقای آریا عظیمی نژاد به خاطر موسیقی های زیباش، از رضا عطاران، از پیمان قاسم خانی، از بیژن بیرنگ و مسعود رسام، از کیتارو، موریکونه، پل موریا، از شعور قابل ستایشی که فیلم    Scent of a womanرو خلق کرد یا شعور های قابل ستایش دیگری که خیلی از آثار زیبا و با شکوه دیگه رو خلق کردند، از دکتر حسابی، از جبار باغچه بان، از ادیسون، از والت دیسنی، از رئال مادرید، از لورل و هاردی، از یاهو، از پیر امیدیار، از بهرام سعیدی، از  pmc، از همه افرادی که با توجه و شعور و مهربونی باهام برخورد کردند و دنیام رو زیباتر و دوست داشتنی تر و قابل تحمل تر کردند و از...

متشکرم از همه اونهایی که نام نبردم اما در طول تاریخ و در زمان و مکان های مختلف برای رهایی آدمها از جهل و نقص و زشتی ها و رسیدن به زیبایی ها و خوشبختی ها و شادی ها و دانایی ها و آرامش ها و دوستی ها برای همه، تلاش کرده اند.از همه انسانها یا در حالت کلی موجوداتی که از حاصل و نتیجه شعور و خلاقیت شون و ثمره درک و دید و ایـــده های منحصر به فردشون، زیبایی و لذت و شادی ها و نیمه خوب و مهربان و دوست داشتنیه این هستی بی نهایت رو دیدم و تجربه کردم و... .

نویسنده : صادق : ۱:٤٩ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/٦/۱٠
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

به شعور احترام بگذار

هر جا شعوری دیدی، بدون رنج و تلاشی وجود داره، بدون لیاقت و استعدادی وجود داره، بدون جوهر و نبوغی وجود داره، بدون شرافت و صداقتی وجود داره و بدون سر گذشت و راه سختی طی شده.هر جا شعوری دیدی بدون، موجود یا موجوداتی وجود دارند که هم خدا و خوبی و زیبایی رو خواستند، و هم خدا و زیبایی رو درست شناختند.

هر جا شعوری دیدی بدون، موجودی از جهالت و حماقت و حیوان بودن فراتر رفته، بزرگ شده، قدرت درک و دیدن پیدا کرده، و لیاقت و استحقاق رسیدن به بهترین ها رو هم بدست آورده.بدون، موجودی از کوچکی های خودش رها شده  و نه فقط برای کامروایی خودش، که برای خوشبختی همه و کل تلاش و زندگی کرده.

هر جا شعوری دیدی بدون، از نقص ها و درد ها و رنج های دنیا کم شده و دنیا بیشتر به سمت تکامل و  تعالی میل کرده.بدون، ناخود آگاه هایی تبدیل به آگاهی شده و زیبایی های جدیدی از بی نهایت، دیده و برای همه مرئی شده.

هر جا شعوری دیدی، بدون اتفاق با شکوهی در هستی افتاده و خوبی و زیبایی ای پیروز شده، و حقیقتی تبدیل به واقعیت شده.هر جا شعوری دیدی، بدون که استعداد و فهم و تلاش و فداکاری و شجاعت و رنج و صبر بزرگی وجود داره.هر جا شعور رو دیدی، بدون هنوز هم میشه به دنیا امیدوار بود و هنوز هم میشه از انسان بودن احساس رضایت و غرور کرد.هر جا شعور رو دیدی، بدون هنوز هم میشه امیدوار بود که برای خدا مهم باشیم و هنوز هم میشه لطف و مهربونی خدا رو دید.و هر جا شعور رو دیدی... پس، همیشه و همه جا به شعور و موجود صاحب شعور احترام بگذار.

نویسنده : صادق : ۱:٤٧ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/٦/۱٠
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

سلام

ســـلام.امیدوارم حال درون و بیرون، و روح و جسمتون خوب باشه.به وبلاگ خالق دوم(بعد از خالق اصلی)رنگین کمان ایده خوش اومدین.خب پست اوله و لازمه قبل از هر چیز جهت آشنایی توضیحات مختصری درباره خودم، رنگین کمان ایده، و اهدافش بدم.من موجودی با افکار و ادراکات و تقدیر بسیار متفاوت و منحصر به فرد، و در غالب انسان هستم و رنگین کمان ایده حاصل تمام زندگی به ظاهر کوتاه و تمام تنهایی ها، رنج ها، اندیشه ها و صبرها و تلاش های منه و تمام اهداف و خواسته هام با پدیده ای که خلق کردم گره خورده، طوری که حتی تصور زندگی بدون رنگین کمان ایده و ایده ها و رویاهام برام محاله، چون هیچ وقت زندگی فردی و معمولی برام ارضاکننده نبوده.از بخت بد من یه روحم فقط توی یه بدن! من یه فیلسوفم البته یه فیلسوف ذاتی نه یه فیلسوف آکادمیک، و فیلسوف کسیه که در درون خودش نیاز بسیار قوی تری به حقایق داره.همه میگن دنیا بزرگه اما فیلسوف کسیه که در درون خودش این بزرگی رو بیشتر و بزرگتر شهود کنه و فیلسوف کسیه که در عمل با دیگران متفاوته، نه در ظاهر و حرف.برای یه فیلسوف همه چیز با بقیه فرق می کنه.یه فیلسوف چیزهایی رو می بینه و رنج هایی می کشه که برای دیگران هیچ معنایی نداره و... .من یه فیلسوفم یعنی جهانبینی، باورها، و درکم از حقیقت و خوبی ها و درستی ها و زیبایی ها بر خلاف سایرین چیزی نیست که محیطم، یعنی خانواده و جامعه ام برام ساخته و بهم عرضه کرده، یه آدم به شدت ضد کلیشه که در دنیای متفاوت و منحصر به فردی زندگی می کنه و بر خلاف اکثریت اسیر و در بند گواهینامه ها و مدارک و مدارج و تعاریف و عادات همیشه ناقص و پر ایراد اجتماعی زندگی بشری نیست.من حتی تحصیل کردنم هم مثل دیگران و کلیشه ای و تعریف شده نبود.من تخصص جهل شناسی، شعور شناسی، و تفکر و خلاقیت و ایده پردازی ام رو از دانشگاه هستی گرفتم و رنگین کمان ایده و این سایت هم به نوعی پایان نامه من در تحصیلی که کردم و توانایی و تخصصی که بدست آوردم هستند، با این تفاوت که بر خلاف اکثریت تو جامعه ام که هم تحصیل کردنشون بر اساس راه های تکراری و رفته شده و تعاریف نادرست و تحمیلی محیط و بدون آگاهی و هدف و علاقه حقیقی است و هم پایان نامه شون رو بدون تلاش و مطالعه و تحقیق کپی کردن من تحصیل و پایان نامه ام رو واو به واو خودم با آگاهی و رنج و تفکر و تلاش و مطالعه و هدف مشخص خلق کردم.من افکار و ایده های منحصر به فرد و بسیار ارزشمندی برای خلق امید و شادی و دانایی و زیبایی و در نتیجه خوشبختی های انسانی دارم که حتی از تصور بالفعل شدنشون هم ذوق مرگ میشم، اما از این لذت بزرگتر، رنجیه که از ناکامی در عملی کردنشون و شرایط و قوانین و واقعیات بسیار عجیب و نادرست و ناقص و غیر قابل توجیه این دنیا و همچنین از نقص ها و سکون شعور بشری، که فرسنگها با اون زیبایی ها فاصله دارن، می کشم.به هر حال همه حرفا گفتنی نیست و همه گفتنی ها هم شنیدنی نیست.

من همه رو و به طور کلی هر موجودی رو نوعی از شعور می بینم و همه رو با آگاهی و میزان درستی افکارشون، و قابل احترام بودن اعتقادات و باورها، و قدرت شناخت و تشخیصشون از درستی ها و زیبایی های حقیقی، و نزدیکی باورهاشون به اصل حقیقت، و بزرگی خداشون می سنجم.من بر خلاف سایرین، بیشتر از اینکه ظواهر رو ببینم، باطن رو می بینم، بیشتر از اینکه به بیرون آدمها توجه کنم، به درونشون توجه می کنم.از نظر من شعور و نزدیکی به حقیقت اکتسابی نیست و چیزی نیست که ربطی به سطح  iq، تحصیلات، حرفه، جایگاه اجتماعی و... داشته باشه و فقط مربوط به سرشت و تقدیر مختلف موجودات میشه.یه دکتر و پرفسور و شاعر و... همونقدر ممکنه رفتار و عادات و باورها و جهانبینی دروغی و نادرستی داشته باشه که یه کارگر، و شعور بشری حدی از درک و آگاهی و هشیاری نسبت به حقیقته که بین همه مشترکه و از این جنبه همه انسانها از هر طبقه  و تحصیلات و حرفه با هم برابرند به جز استثناها.من بدون اینکه انتخاب کرده باشم و بنا به تقدیرم از خیلی از روزمرگی ها و عادات و کلیشه ها و راه های رفته شده و دوستی ها و دوست داشتنی ها و مشغولیت و سرگرمی ها و آرامش ها و خوشی ها و بازی ها و... ای که همه ازشون برخوردارند موندم تا به جای همه اونها نقص ها و نادیدنی های شعور و سرشت و دنیای متوسط بشری رو ببینم و... آشنایی کافیه، بگذریم.

در پایان پست اول وبلاگم توضیح مختصری در مورد تعابیر و اصطلاحاتی که زیاد توی نوشته هام هست میدم که به درک حرفام برای خواننده های فرضی کمک می کنه.ضمناً حرفام توی این وبلاگ در نوع و حدی از درک و فهم و آگاهیه که من درش قرار دارم، که اگر چه از حد معمول و متوسط انسانی بالاتره اما با تکامل و درستی مطلق فاصله بی نهایتی داره، بنابراین همین اول لازم می دونم به خاطر همه اشتباهات و نقص های احتمالی که در این سایت و نوشته هام هست عذر خواهی کنم.

 

شعور: شعور عبارتست از قدرت دیدن و رسیدن به اصل حقیقت و بهترین حالت از بین بی نهایت جهل و دروغ، قدرت شناخت و تشخیص اصل زیبایی ها و راستی ها از بین یک دنیا حقایق دروغی و ساختگی و جاهلانه و جعلی.و همینطور قدرت آگاه شدن بر نقص ها و کوچکی ها و نا خودآگاه ها، و حال و جایگاه خود در این هستی بی نهایت... بیشتر

 

شعور سالم و بزرگ: شعور خوبی و زیبایی خواهی که قدرت شناخت و تشخیص خوبی و زیبایی حقیقی رو هم داشته باشه.محترم ترین پدیده هستی، چیزی که قابل پرستشه، موجودی که اثر و حاصل وجودش خلق زیبایی و شادی و خوشبختی و آرامش برای خودش و دیگران یعنی کل هستی است.

 

شعور بیمار: شعور هایی که در درک حقیقت مشکلات اساسی دارند و اساساً برای رسیدن به حقیقت آفریده نشده اند، اما بزرگترین مدعیان حقیقت هستند.باور ها و اعتقادات و جهان بینی بیمار.مقدسات و ارزش های بی ارزش.درک و دید ناقص و غلط و دروغی از حقیقت و زیبایی ها.شعور هایی که به اسم زیبایی و زیبایی شناسی و زیبایی پرستی بزرگترین نابود کنندگان درستی و زیبایی هستند و به اسم خدا و راه خدا درد و زشتی به وجود می آورند.موجوداتی که در دنیایی سراسر دروغی و با خدا و ارزش ها و زیبایی هایی کاملاً دروغی زندگی می کنند.احمق هایی که تو این دنیا سروری می کنند.

 

زشتی و زیبایی: زیبایی در یک جمله یعنی لذت پاک و شریف.یعنی رسیدن به لذت و شادی و آرامش بدون به وجود آوردن رنج برای ذره ای دیگه از هستی.و زشتی هم در یک کلام یعنی درد، یعنی به وجود آوردن رنج و درد و نامطلوب ها در هستی.

 

 

نویسنده : صادق : ۱:٠٩ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/٦/۱٠
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم