استعدادهای بشری

 

حقیقتاً بزرگ ترین فاجعه در هستی بشری بارور نشدن و هدر رفتن استعدادها و توانایی های بالقوه و خلق نشدن زیبایی ها و خوشبختی هایی است که بالقوه امکان خلق شدن دارند.زیرا بشر یعنی استعداد یا به عبارت کلی تر هر شعور و وجودی یعنی استعداد و شعور بشری هم مانند هر نوع شعور دیگر با شکوفایی و بالفعل شدن استعداد هایش معنا پیدا می کند.

انسان ها ظرفیت ها و توانایی های فکری و ذهنی فراوانی دارند که هیچ گاه به درستی از آنها آگاه نشده و از آن استفاده نمی کنند.استعداد و توانایی هایی که تمام پیشرفت ها و آثار و خلاقیت ها و دستاورد های بشری، حاصل بخش بسیار بسیار کوچکی از آن است و بخش بزرگتری از آن، یعنی دنیایی از توانایی ها و خلاقیت ها، همیشه شکوفا نشده باقی می ماند و به زیر خاک می رود.

برای رسیدن به درک و تصور بهتری از این حقیقت، کافی است برای مثال یک کشور بزرگ و پر جمعیت(یعنی حجم بسیار بزرگی از پتانسیل و استعداد)اما فقیر و عقب مانده را با کشوری با همان وسعت و جمعیت اما پیشرفته در همه زمینه ها مقایسه کنید.مثلاً یکی از کشور های بزرگ و پر جمعیت اما عقب مانده آسیا یا آفریقا را با کشوری مانند آمریکا، تا متوجه شوید جای چه چیز هایی در این دنیا خالی است و چه حجمی از توانایی ها و استعداد و اندیشه و خلاقیت های بارور و شکوفا نشده در دنیا وجود دارد.حال می توانید همه هالیوود های وجود نداشته، فیلم ها، کتاب ها ، دانشمندان، نویسندگان، هنرمندان، ورزشکاران، مایکروسافت ها، گوگل ها، آل پاچینو ها، بیل گیتس ها، وال استریت ها، والت دیسنی ها، ویندوزها، شرک ها، ایده ها و... به وجود نیامده را که می توانستند وجود داشته باشند، و نیز همه حماقت ها و احمق ها، و بی شعوری ها و شعور های بیماری که به جای آنها به وجود آمده اند را تصور کنید... بیشتر

 

/ 0 نظر / 11 بازدید