خدا پرستی شبان و خداپرستی جاهلان امروز

 

گاهی که از ادعای عشق و ایمان و خداپرستی بعضی ها احساس تنفر و انزجار می کنم یاد حکایت موسی و شبان می افتم، اما باز بیشتر که فکر می کنم می بینم که متاسفانه این جماعت امروزی حکایتشون اصلاً و ابداً حکایت اون شبان نیست.خدا و خدا پرستی جاهلانه اون شبان محترم بود چون هر چی بود مال خودش بود، چون به کسی کاری نداشت و نمی خواست باورها و خداش رو به همه تحمیل کنه، چون خداش شخصی بود نه اجتماعی، چون با جهلش آزاری به کسی نمی رسوند و اعتقادات و مقدسات و خدای ناقصش برای دیگران درد و زشتی آفرین نبود و کسه دیگه رو نمی سوزوند.چنین خدایی حتی اگر خدای حقیقی نباشه چون فقط در دل و درون یه آدمه برای همه می تونه محترم باشه.اما این جماعت امروزی خدا و خدا پرستی جاهلانشون نه تنها ذره ای محترم نیست بلکه به معنای واقعی تنفرانگیزه، چون انگار بیشتر از اینکه مال خودشون و مربوط به خودشون باشه مال دیگرانه، چون به جای اینکه یه چیز درونی و شخصی بین خودشون و خداشون باشه یه چیز ظاهری و بیرونی و اجتماعیه و چون...  

کلاً خداپرستی جاهلانه آدمها چه اونهایی که درون و نیت درستی هم ندارند و چه حتی اونهایی که دروناًً پاک و خیر خواه هستند من رو عذاب می ده، خدا پرستی معیوبی که حتی از نوع خداپرستی پاک و شخصی اون شبان ساده دل نیست.بلکه خدا پرستی ایه که باعث ظلم به دیگران و زشتی آفرینی در دنیا و ندیدن و نشنیدن و نفهمیدن و قربانی کردن  اصل حق و حقیقته و...

 

/ 0 نظر / 8 بازدید